معرفی یک شخصیت ادبی « برگ اول »
المَوت في الشّوارع ِ ، مرگ است در خیابانها ،
و العُقمُ في المَزارع ِ ، سترونی در کشتگاهها ،
و کُلَّ ما نُحِبّهُ یَمُوت . هر چه دوسش داریم می میرد .
الماءُ قَیَّدُوهُ في البُیوت . آب را در خانه ها به بند کشیدند .
و اَلهَثَ الجَداوِلَ الجَفاف . خشکسالی جویباران را له له زنان دارد
هُمُ التَّتارُ اَقبَلُوا ، فَفِي المَدی رُعاف ، تتران
آمده اند ، در افق خون ریزی است
و شَمسُنا دَمٌ ، و زادُنا دمٌ علی الصِّحاف . آفتاب ما خون گشت، توشه ما خون دردیسه.
مهدی نیازی
به نام پروردگار دانایی