دکتر علی رضا انوشیروانی

     چکیده

             سابقه رشته ادبیات تطبیقی در ایران بسیار کوتاه است . چندین دهه است که این رشته مورد غفلت  نهادها و مراکز علمی و  پژوهشی کشورقرار گرفته است .  هدف این  مقاله جلب توجه  سیاست گذاران ادبی وهنری کشور به ضرورت توسعه این شاخه از دانش بشری در ایران است  . به منظور  توجیه چنین ضرورتی لازم است به قدمت ،جایگاه ،گستره علمی و کاربرد این رشته در میان سایر ملل و فرهنگ ها نظری بیفکنیم . بر این اساس ، ایتدا به بررسی تاریخچه رشد و تحول این دانش در جهان می پردازیم و به مکتب های عمده آن اشاره می کنیم . بزرگترین  چالش این رشته در طول تاریخ ارائه تعریف  جامعی از اصطلاح  ( ادبیات تطبیقی )  است که نه تنها به  درستی  فهمیده نشده بلکه موجب   کج فهمی های بسیاری نیز گشته است ؛ وشاید همین امر موجب عدم گسترش علمی آن در ایران بوده است .در بخش های بعدی این نوشتاربه اجمال به بررسی تطور نظریه های ادبیات تطبیقی از قرن نوزدهم تا زمان حال اهمیت ادبیات تطبیقی ، و تبیین قلمرو گسترده پژوهش در ادبیات تطبیقی با ذکر نمونه های کاربردی خواهیم پرداخت .بی شک آشنایی با حوزه های بکر و تفکر برانگیز ادبیات تطبیقی پنجره های جدیدی بر مطالعات و نقد ادبی معاصر می گشاید . در پایان ،ضمن نگاهی به رشد روزافزون گروه های دانشگاهی ، انجمن های علمی و  نشریات تخصصی این رشته در دانشگاه های معتبر شرق و غرب ، بار دیگر بر رسالت و نقش موثر نهادهای فرهنگی و ادبی کشور ، به خصوص فرهنگستان زبان و ادب فارسی  در سیاستگذاری و برنامه ریزی مطالعات ادبیات تطبیقی در ایران و ساماندهی پژوهشگران و فرهیختگان این رشته تأکید خواهیم کرد .

             کلید واژها : ضرورت ادبیات تطبیقی ، قلمرو پژوهش ادبیات تطبیقی ، نظریه های ادبیات تطبیقی ، ادبیات تطبیقی در ایران .

  ویژه نامه ادبیات تطبیقی ، فرهنگستان زبان و ادب فارسی ، دوره اول ، شماره اول ، بهار 1389

به انتخاب مهدی نیازی