نقد تطبیقی "ساختار روايي" خسرو و شیرین نظامی و مثنوی پدماوت

دکتر علی اکبر سام خانیانی1

دکتر ابراهیم محمدی2

اعظم نظری3

چکیده

ادبیات تطبیقی دانشی است که با یافتن وجوه مشترک به بررسی احتمال تاثیرگذاری و تأثیر­پذیری دو یا چند اثر ادبی كه به قلمروهای ملی ادبی متفاوت تعلق دارند، و نیز تحلیل و آشکارداشت چند و چون این تأثیر و تأثر، می­پردازد. این تطبیق­ها معمولا در بستر دو زبان صورت می­گیرد اما متغیرهای دیگری همچون زمان و زمینه­های فرهنگی و اجتماعی خلق آثار، تفاوت در شیوه­های زیستی و جغرافیای فرهنگی را نیز در برمی­گیرد. در پژوهش­های تطبیقی روایت­شناختی، وجوه مشابه و متفاوت درونمایه­های آثار، شیوه­ها و عناصر روایتگری بررسی می­شود.

خسرو و شیرین نظامی و نظیره­ی آن پدماوت عبدالشکور بزمی دو منظومه­ی بزرگ ایرانی و هندی­اند که در ساختار روایی تشابه­ها و تفاوت­هایی دارند. هر دو اثر از حوادث و شخصیت­های تاریخی مایه گرفته­اند اما روایت نظامی به داستان و روایت هندی به تاریخ متمایل­تر است. از نظر زاویه دید، راوی داستان نظامی دانای کل مطلق و راوی منظومه هندی دانای کل خنثی است.هر دو منظومه از زمان تقویمی و حسی بهره­ گرفته­اند اما زمان تقویمی در آنها قوی­تر است.در انتقال زمانی و مکانی روایت دو منظومه شباهت­ها و تفاوت­هایی وجود دارد. توصیف مناظر طبیعی، مراسم رزم و بزم، و اشخاص در اشکال مختلف در هر دو منظومه نقش مهمی در واقع­نمایی دارد.

واژگان کلیدی: نقد تطبیقی، روایت­شناسی،  خسرو و شیرین نظامی، پدماوت، عبدالشکور بزمیِ دهلوی.

 


1. استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند                                                                                                                        

2. استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

۳. کارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه بیرجند

اصل مقاله را از لینک زیر دانلود کنید:

نقد تطبیقی ساختار روایی خسرو وشیرین نظامی ومثنوی پدماوت